من یک زنم
...زنی تشنه عشق و بوسه و زندگی
Monday, November 30, 2009
آخ از روز‌های نکبتی مثل امروز. آخ از یک بی‌ حوصلگی فراگیر زشت، مثل بی‌ حوصلگی امروز. آخ از دوشنبه‌های کشدار بی‌ پایان مثل امروز. آخ از این نیست شدن ثانیه به ثانیه در مرداب خستگی‌، مثل امروز. آخ از این سردرگمی‌های بی‌ انتها و حرکت‌های پاندول وار بین دنیای خیالات و واقعیات، مثل امروز. آخ از این اس‌ام اس‌های کوتاه گاه و بیگاه و شکنجه وار تو، مثل امروز. آخ از تن مصلوب و بینوای من روی فوران ته ماندهٔ عزیز خاطرات ده ساله، مثل امروز. با تو چه بکنم خیال ممنوع من؟

اگر خواب دیشبم نبود، دوشنبه نکبتی حتما من رو میکشت...هنوز از ته ته ته دلم دوستت دارم و چه خیانت شیرینیه این اعتراف پنهانی. اوه...من حتا توی خوابم هم می‌تونم هنوز به تو عشق بورزم.

...

هیچ کس نفهمید عشق من نسبت به ماشینم، یک وابستگی ساده نیست، بلکه یک فتیشیسم خدایه. همونطور که هیچکس نفهمید که فلرتیشیا عشق گالیور بود.
10 Comments:
Anonymous هيوا said...
سلام هستي جان
واي كه چه ذوقي كردم از ديدن كامنتت خانومي.
مي دوني چيه من فكر مي كردم كسي كه دور از ايران باشه اونوقت خيلي آزاده كه هركاري كه دوست داره انجام بده! هر وقت هرچيزي دلش رو زد بندازدش دور! اما وقتي نوشته هات رو مي خونم مي فهمم كه انگار به مكان ربطي نداره اين هويت ايراني هست كه هرجا باشيم همينطوريم! حساس و لطيف! كه نميشه به راحتي از هر چيزي گذشت! همون قدر هر چيزي آزار دهنده هست كه اينجا توي ايران هست!

Blogger nhasanpor said...
آخ از اين احساس گنگي كه من دارم. آخ از اين احساسي كه من ندارم. از اين از عمق خالي بودني كه منم. آخ از اين روزهاي كشدار و مزخرفي كه داره تند و تند مي گذره و هيچي ازش نمي فهمم. آخ از اين زندگي كوفتي و نكبتي كه توش گير كردم...

Blogger Dead said...
So, your car sends you short SMS's that are torturous? :)

Anonymous Anonymous said...
همين خوشي هاي كوچولوي روزانه ..اينا همون زندگي ان كه هي داريم مي گرديم و زمان هي داره مي گذره.....


دارم تو زمان انگاري شنا مي كنم....برا همين شايد حس طراوت دارم

سلام ...
برای نوشتن ، به نطر من یا باید یه ذهن خیلی خیلی درگیر داشت ؛ یا یه ذهن خیلی خیلی آزاد !
من راستش الان هیش کدومشو ندارم !! یه آدم معمولی ، معمولن چیز زیادی واسه گفتن نداره . یا اگه داره , نمی دونه اون چیزا رو چی جوری بیاره رو کاغذ یا موبایل یا هر چی !!
..........
واسه خودم فقط این خوبه و دلخوش کننده که الان که سه ماه و نیمه که اومدم اینجا - و نمی دونی چه بلاها که سرم نیومده - هنوز خوبم و دپرس نیستم و می رم جلو !این برام یه نوشته ی ارزشمنده !!
....
اما اگه منظورت وبلاگمه ، می نویسم ... به زودی ... مفصل ... ان شاالله !

پی نوشت : از این دوشنبه ها ... من زیاد داشتم . قبلنا . امیدوارم دیگه نداشته باشم !شاید تو هم ! حالا با یا بی خواب شب قبلش !!

Anonymous Amir said...
خیلی زیبا بود..تب وتابهای از ته دل
برای یه جامد چهار چرخ

بیا :
شاهین عشقم به پرواز می آید
به شوق نگاه دوباره ات
باز می آید
چه شوریده ٬ چه پر ترانه
سراپا نیاز می آید ...
...

"هیچکس نفهمید که فلرتیشیا عاشق گالیور بود"
خيلي باحال بود
براي پست پدر و دختر... كامنت گذاشتم احتمالا درست پستش نكردم.
به هر حال خواستم بدوني كه محاله تو اينترنت بيام و به اينجا سر نزنم
قربانت

Anonymous شاه رخ said...
كي ميگه هيشكي نفهميد فلرتيشيا عشق گاليور بود؟ ما جوكشم ساختيم حتا!
فتيشيسم ماشينتو عشق است از اينت جور رفتاراي فتيشيستي خوشم مياد اساسي
سلام

Anonymous بهناز said...
دلتنگی روزها را نمی شناسد؛ می آید ناگهان و هرگز نمی رود

Anonymous Anonymous said...
آخ از اين دل صاحب مرده و بيقرار كه هر چه پا ميذارى روش باز هم انگار نه انگار كه صاحبش مرده. آخ از اين آرامش كاذب اينجا كه هر قدر هم لبخند به لب باشى باز دلت توى اون سرزمين هست كه اونجا چى ميگذره. خلاصه آخ از اين دنيا، آخ از فردا. هلن